رو در و ديوار اين شهر ، همش از تو يادگاره توي اين كوچه ي تاريك ، منو تنها نميذاره ياده حرفاي قشنگت ، كه تو قلبم لونه مي كرد ياده دل تنگيه چشمات ، كه منو بهونه مي كرد ميزنه آتيش به جونم ، پس كجايي مهربونم آخه من ترانه هامو ، واسه ي كي پس بخونم؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 9:50 توسط محیا |