تبليغاتX
ღღღ خلوتهای عاشقانه ღღღ - خدا

ღღღ خلوتهای عاشقانه ღღღ

کاش امتداد لحظه ها تکرار دوباره با تو بودن بود...

خدا نامیست آشنا كه بر آنچه دوستش داریم می نهیم نامی فراتر از

 آنچه بتوانیم توصیفی برایش گوییم بارها وقتی كسی نیست

 تقصیرها را به گردن بگیرد اونا نگاه مهربانش می گوید من هستم و چه

 بی رحمانه همه چیز را به گردنش می اندازیم و باز هم دوستمان دارد .

 نه خسته می شود نه می گریزد از گریه های بی پایان فرزندانش . هر

 شب فرزندانش با لالایی باد در گهواره ی زمین می خواباند و هر سپیده

 دم آن ها را با نوازش عاشقانه ی صدایی بر فراز گلدسته های آبی رنگ

 بیدار می كند . آری این آسمان بی دریغ ، این جلوه گاه عشق ، این

 مادر مهربان و این پدر دلسوز خدای من است . خدایی كه وقتی می

 خوانمش هیچ گاه مرا بی پاسخ نمی راند ، حتی وقتی با او قهر می كنم

 باز هم مرا از هدیه هایش محروم نمی كند خدایی كه با همه قدرتش

 مرا در آغوش می گیرد و لالایی عشق را در گوش من زمزمه می كند ، دستانم را می گیرد و برایم می گوید از مردمانی كه نمی دانند خداوند

 هم خیلی تنهاست و شاید این علت آن است كه با فرزندان ناسپاس

 قهر نمی كند !!! 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 10:43 توسط محیا |


http://www.hadikazemiweb.blogfa.com http://www.hadikazemiweb.blogfa.com