آره ... بازم انتظار ... مثل هميشه ... مثل تموم روزاي عاشقيم ... و مثل لحظه لحظه هاي بی تو بودنم ... بهانه ي من ... بهانه نوشتنم امروز با هميشه فرق مي كنه ... امروز مي نويسم .. چون همه عاشقايي كه منو مي بينن ... فقط يك سؤال مي كنند ... چرا تنهاترين تنهاي دنيا ؟؟؟ آره عزيز ... اونا نمي دونن بدون تو من تنهاترين تنهاي دنيام ... نمي دونن تو براي من با همه فرق داري ... نمي دونن توي دل من جاي خدا از تو جداست ... ... بهانه ي من بيا ... بيا تا جاي تنهاترين تنهاي دنيا .... بنويسم ... او كه با تو دنيا براي اوست .... بيا تا بهشون بگم اگر بهانه ي من بياد ... من ديگه تنهاترين تنهاي دنيا نيستم ...منتظرت مي مونم
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 18:1 توسط محیا |