تبليغاتX
ღღღ خلوتهای عاشقانه ღღღ

ღღღ خلوتهای عاشقانه ღღღ

کاش امتداد لحظه ها تکرار دوباره با تو بودن بود...

با دلیجان عشق خود امدی یک روز و شکست تنهایی...روی جاده نوشته بودی تو؛که برای همیشه میمانی؛ گفته بودی به دختر دری؛در کنارت همیشه میمانم؛قوی زیبای ارزویش را اتفاقی سپید میدانم...تو پرستوی شرق خواهی شد گر چه گفتی که با تو میمانم؛عشق یعنی عبور و تنهایی...کوچ پایان توست میدانم؛با دلیجان خود رفتی نیمه شب یا سحر نمیدانم؟؟؟رفتی و بی صدا شکست این دل؛  

با تعارف بگویمت در دل حسرت   بوسه ای به جا مانده...

 

             

             

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 19:20 توسط محیا |


اينك من مانده ام و سكوتي گم شده در كنج اتاق و كاغذي كه لبريز از حس دوست

 داشتني شايد يك طرفه است،در همه اين بازيهاي يك طرفه او كه باخت تا تو     

برنده باشي من بودم من،عشق بهاري ما خيلي زود پاييز شد و تو عابر كوچه هاي

خاطره،خش خش برگهاي وجودت را با قدمهاي پاييزي در ذهنم به يادگار گذاشتي،

 تو در شهر غريبم هم پاييز داري و هم بهار

                                                          ولي من تنها تو را دارم.....

 

 

+ نوشته شده در شنبه سوم شهریور 1386ساعت 14:24 توسط محیا |


http://www.hadikazemiweb.blogfa.com http://www.hadikazemiweb.blogfa.com