به نظر شما
زیباترین قلب ماله کیه؟

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:13 توسط محیا |
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش مي کردي
تمامي ذرات وجودت عشق را فرياد مي کرد
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم چشمهايم را مي شستي
و اشکهايم را با دستان عاشقت به باد مي دادي
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من مي دوختي
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهاي يک عشق زميني را با خود به عرش خداوند ببرم
اي کاش مي دانستي
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمي شکستي
گر چه خانه ي شيطان شايسته ي ويراني است
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم لحظه اي مرا نمي آزردي
که اين غريبه ي تنها , جز نگاه معصومت پنجره اي
و جز عشقت بهانه اي براي زيستن ندارد
اي کاش مي دانستي
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم همه چيز را فدايم مي کردي
همه آن چيز ها که يک عمر بخاطرش رنج کشيده اي
و سال ها برايش گريسته اي
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
همه آن چيز ها که در بندت کشيده رها مي کردي
غرورت را ...... قلبت را ...... حرفت را
اگر مي دانستي که چقدر دوستت دارم
دوستم مي داشتي
همچون عشق که عاشقانش را دوست مي دارد
کاش مي دانستي که چقدر دوستت دارم
و مرا از اين عذاب رها مي کردي اي کاش تمام اينها را مي دانستي
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 12:51 توسط محیا |
نمی خوای یادت بیاری..مال هم بودیم با چه حالی... حالا می خوای تنهام بزاری...میگی سرنوشت از سرنوشت من نه دیگه نمیتونم..بعد تو دیگه نمیدونم.... واسه چی دیگه زنده بمونم وقتی نیستم تو دلت.. تنهام نزاری وااای اگه تو بری از پیشم من دیوونه میشم واسه همیشه بین ما نگو فاصلست خیلی.جاری میشه روو صورتم سیلی وااای اگه نباشی من میمیرم... نفرست دیگه واسه ی من دسته گل.. آخه چشای من به روت بسته شد...چونکه خسته شد..از عکس تو.. حالا دلش می خواد ببینه اشک تو...یا که مرگ تو...لعنت به تو.. دیگه نیا پیش من و بکش دستتو..برا تو نیست کسی.یادت نره چون یه عشق دیگه بین ماها نفرته..بی تو اسمم بزرگ از عرض و طول با تو به باد میدم فقط ارض و پول تویی که بودی همش روز و شب با من.. نیا دیگه لفظ دوست داشتن واسم...میرم که فاصلمون بره سمت فلک.. میرم که خاطره مون بده دست به درک...میرم که اشک تو بچکه از چشات.. میرم که تقدیر بشه به گریه خنده هات....میخوام نری عشقت از این دل نره... ولی کوش اون عشق؟؟؟؟آخه کوش اون عشق؟؟؟؟ که بود بینمون..کوش اون دنیا که توش نبود عینمون؟؟ تنهام نزاری وااای اگه تو بری از پیشم من دیوونه میشم واسه همیشه بین ما نگو فاصلست خیلی.جایی میشه روو صورتم سیلی وااای اگه نباشی من میمیرم...
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 18:1 توسط محیا |
بی تو این روزهای روشن واسه من تاریک و تاره
وقتی بی تو تک و تنهام زندگیم معنا نداره
از همون روزی که رفتی دل به هیچ کسی ندادم
فکر می کردم می رسی یه روز تو بی کسیم به دادم
گفتن لحظه آخر واسه من هنوز سئواله
دیدن دوباره تو فقط تو خواب و خیاله
لحظه های آخر تو، توی قلب من می مونه
هیشکی مثل من بلد نیست قدر چشماتو بدونه
رفتی و چشمای خیسم یادگاری از تو مونده
بی وفاییات هنوز هم تو رو از دلم نرونده
چشم به راه تو می مونم تا که برگردی دوباره
می ترسم وقتی که نیستی دل من طاقت نیاره
رفتی اما خاطراتت توی قلب من می مونه
هیشکی مثل تو بلد نیست دلمو بسوزونه
تا وقتی که زنده هستم چشم به راه تو می مونم
تو دیگه رفتی که رفتی نمیای پیشم می دونم
اما هر کجا که هستی منو تو دلت نگهدار
با چشمای خیس و گریون من می گم خدانگهدار . . .
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 7:18 توسط محیا |
اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خنده هات شب که می یاد یواش یواش با چشمک ستاره هاش اجازه هست از اسمون ستاره کش برم برات اجازه هست بیای پیشم یکم بگم دوست دارم تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل ببارم برم تو باغ اطلسی بی رنج و بی دردو بیکسی بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بذارم اجاز هست خیال کنم تا اخرش مال منی خیال کنم دل منو با رفتنت نمیشکنی کیه که اخر دیوونگیه واسه چشمات کیه جز من که میمیره واسه خنده هات کی برات قصه میگه شبا که خوابت نمیره کی پا به پات می یاد وقتی که بارون میگیره اگه یک جرعه بخوای کویرو دریا میکنه یه شب موی تو رو به صد تا مهتاب نمیده خودش میسوزه ولی تن به سایه و اب نمیده : اون منم که عاشقونه شعر چشماتو میگفتم هنوزم خیس میشه چشمام وقتی یاد تو می افتم هنوزم میگم خدایا کاشکی برگرده دوباره
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 13:29 توسط محیا |